بهـ نامـ او
اومدمـ خونهـ، کسی نبود
خیلی گرسنهـ بودمـ
عدسـ پلو داشتیمـ
ولی میلیمـ نمیکشید
سوسیس همـ داشتیمـ
ولی سهـ وعدهـ قبلـ رو
سوسیسـ خوردهـ بودمـ
چونـ پریشبـ کهـ رفتیمـ زاپاتا
بابامـ یهـ پیتزا گرفتـ
کهـ نصفشـ رو خورد
و نصفـ دیگهـ رو منـ فرداشـ ناهار خوردمـ
منمـ یهـ سانویچـ گرفتمـ
کهـ توشـ هاتـ داگـ و ژامبونـ و فیلهـ داشتـ
و بهـ دلیلـ گرفتنـ یهـ سیبـ زمینی ویژهـ
کهـ خودشـ با اونـ ژامبونـ و سوسیسشـ
یهـ پا غذائهـ
فقط یکـ چهارمشـ رو خوردمـ
دو چهارمشـ رو شامـ فردا خوردمـ
و بابامـ همـ شامـ فردا همونـ یکـ چهارمـ باقی ماندهـ رو خورد
پسـ سوسیسـ گزینهـ مناسبی نبود
زنگـ زدمـ خونهـ مامانـ بزرگمـ
پرسیدمـ خواهرمـ اونجاستـ؟
گفتـ:نهـ
بعد تا یهـ تعارفـ زد بیا خونمونـ گفتمـ باشهـ میامـ
تازهـ غذا شوید پلو با گوشتـ دارنـ
بهـ بهـ!
الآنـ قرارهـ برمـ خونشونـ
جاتونـ خالی!!!!
ϰ-†нêmê§ |